محمد حسن سمسار
252
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
بدست گرفت تا بدانستند و او را بگرفتند و پوستش پر كاه كردند « 348 » . » ديديم كه با روى كار آمدن فضلويه نيز فارس روى آرامش نديد . زيرا قاورد پادشاه سلجوقى كرمان بفارس لشگر كشيد و به سال 455 ه . اين استان را متصرف شد . فضلويه بناچار دست بدامن الب ارسلان زد ، و با دادن تحف و هداياى بسيار و تعهد دادن ماليات و خراج ، الب ارسلان را راضى كرد كه بفارس آيد و حكومت را به دو سپارد . حكومت فضلويه نيز ديرى نپائيد ، زيرا پس از مدتى از دادن ماليات خوددارى كرد و بفرمان الب ارسلان ، خواجه نظام الملك مأمور سركوبى او شد و بسال 464 ه . در جنگ با نظام الملك اسير و كشته شد . ابن بلخى مىنويسد : « چون بين ميان قاورد و فضلويه به آخر دولت ديلم خصومت قائم گشت ، غارتها متواتر بر شيراز و اعمال همى رفت تا خراب شد « 349 » » زركوب نوشته است : « و مملكت به آخر عهد با كاليجار برقرار خود بود . بعد از زمان او چون نوبت بابو منصور پسر او رسيد بابتداء خرابى مملكت فارس در عهد او پديد آمد « 350 » . » تسلط شبانكاره بر فارس با آشفتگىهاى بسيار همراه بود . زد و خوردهاى حكام سلجوقى چون خمارتكين و اتابك چاولى با شبانكاره ويرانيهاى بسيارى در فارس ببار آورد . در داراب گرد ، فسا ، كازرون و نوبنجان حكام شبانكاره دست تعدى گشادند . ابو العباس زركوب مىنويسد :
--> ( 348 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 164 - 166 . ( 349 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 132 . ( 350 ) - شيرازنامه زركوب ص 26 .